نوپای خود را به دنیا بیاور (خلاصه فصل دوم)

نوپای خود را به دنیا بیاور (خلاصه فصل دوم)

در ادامه خلاصه کتاب ارزشمند نوپای خود را به دنیا بیاور به فصل دوم رسیدیم.

فصل اول: همه انسان ها کارآفرینند.
فصل دوم: برای خودتان مزیت رقابتی ایجاد کنید.
فصل سوم: برای سازگاری برنامه ریزی کنید.
فصل چهارم: شما به یک شبکه نیاز دارید.
فصل پنجم: به دنبال فرصت طلایی باشید.
فصل ششم: هوشمندانه ریسک کنید.
فصل هفتم: اطلاعات شما به اندازه وسعت و عمق شبکه افرادی است که می شناسید.

 

فصل دوم: برای خودتان مزیت رقابتی ایجاد کنید.

بهتر از رقبا بودن شالوده اساسی دوام یک کارآفرین است. در هر بخشی همزمان چندین شرکت برای پول های یک مشتری رقابت می کنند. اگر محصول یک شرکت به طور قابل توجهی متفاوت از رقیبش نباشد نظر هیچکس را جلب نمی کند. کارآفرین خوب محصولاتی تولید می کند که آنها را از رقبا متمایز می کند و به این ترتیب برندهای موفقی به وجود می آورند.
مزیت رقابتی شالوده تمام استراتژی های کاری است. چرا که کمک می کند به این سوال کلاسیک پاسخ دهیم: من باید با زندگی ام چه کنم؟ مزیت رقابتی به شما کمک می کند تصمیم بگیرید که کدام فرصت ها را دنبال کنید و دریابید چگونه روی خودتان سرمایه گذاری کنید. باید برای درک مزیت سه قطعه پازل را درک کنیم که در زمان های مختلف با روش های مختلف به هم جور می شوند.
1-دارایی های شما:
الان دقیقا چه چیزی دارید؟ معمولا درخشان ترین ایده تجاری، آن ایده ای است که با استفاده از دارایی های فعلی بنیانگذار، به بهترین وجه ممکن ساخته می شود.
شما دو نوع دارایی دارید که باید حسابشان را داشته باشید: نرم و سخت. دارایی های نرم چیزهایی هستند که شما به طور مستقیم نمی توانید آن ها را با پول معامله کنید. دارایی هایی مثل دانش و اطلاعات درون مغز ما، مهارت ها، برند شخصی شما، ارتباطات شما. دارایی های سخت به طور معمول در ترازنامه لیست می شود. پول نقد، سهام. این ها به این دلیل اهمیت دارند که وقتی شما یک ضربه گیر مالی داشته باشید با اطمینان خاطر بیشتری کارهایی انجام می دهید که به ریسک مالی نیاز دارند.
باید توجه داشت که یک دارایی به تنهایی ارزش چندانی ندارد. یک مزیت رقابتی وقتی پدید می آید که شما مهارت ها، تجربیات و ارتباطات مختلفی را با هم ترکیب می کنید. شما باید با سرمایه گذاری روی خودتان آنها را تقویت کنید.
2-ارزش هاو علایق شما:
علایق شامل آرزوها، ایده ها، اهداف و دید شما از آینده بدون توجه به دنیای خارجی یا ترکیب دارایی های فعلی شما است. چه چیزهایی برای شما اهمیت دارد؟ چیزهایی مانند دانش، استقلال، پول، کمال، قدرت و شبیه آن. ممکن است نتوانید به همه خواسته هایتان برسید یا شاید هم زندگی مورد علاقه و مطلوبتان را بسازید. باید توجه داشت که علایق شما با گذشت زمان در حال تغییرند و حداقل کاری که میتوانید انجام دهید این است که در جهت یک هدف مهم حرکت کنید.
3-واقعیت های بازار:
کارآفرینان باهوش می دانند که یک محصول تنها در صورتی پولساز خواهد بود که مشتریان آن را بخواهند یا به آن نیاز داشته باشند. بازار شامل افرادی است که تصمیم می گیرند بر شما تاثیر بگذارند و شامل کسانی است که باید نیازهایشان را تامین کنید. رئیستان، همکارانتان، مشتریانتان،…..شما باید خودتان را در موقعیتی قرار دهید که بتوانید بر موج ها سوار شوید و کاری کنید که واقعیت های بازار برای شما کارا باشد، نه اینکه در مقابل شما قرار بگیرد.
نکته: برنامه کاری خوب چیزی است که بتواند این سه قطعه را با همدیگر هماهنگ نگه دارد. این سه قطعه پازل وقتی قابلیت اجرایی پیدا می کنند که بخشی از یک برنامه خوب باشند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *